براساس مطالعات و پژوهشهای به عمل آمده از منابع تاریخی و پرسشگری از ساکنین این شهر مشخص شده است که قدمت و سابقه سکونتی سرخرود به حدود 200 سال پیش برمیگردد . وجود دو تپه باستانی در جنوب این شهر ، احتمال قدمت طولانی تر این شهر را تأیید خواهد کرد . این تپه ها در ازمنه قدیم و دردوران پادشاهان دوره اسلامی ( افشاریه – زندیه – صفویه و قاجاریه ) و حتی دوران قدیمی تر بعنوان جایگاه استقرار مرزداران جهت نگهبانی از سر حدات شمالی ایران بوده است . ارتفاع متناسب این تپه ها بدلیل افزایش زوایای دید و اشراف شدن بر منطقه بوده است . وجود این تپه ها که در جای جای استان مازندران پراکنده است از جنبه دیگر بعنوان عامل برقراری ارتباط نیز ایفای نقش میکرده است . به هر حال به نظر میآید سابقه و قدمت تاریخی سرخرود بیشتر از شهر محمودآباد فعلی است . چنانچه از نوشته های جهانگرد معروف ، چارلز فرانسیس مکنزی بر می آید ، زمانیکه کل شهر محمودآباد 20 خانه داشت مجموعه سرخرود 90 خانه داشت ( سرخرود شرقی 50 خانه و سرخرود غربی 20 خانه و وزرامحله 20 خانه ) سرخرود به جهت موقعیت آن و استقرار و جایگیری این شهر در منطقه و محدوده ثقل ارتباطی ضعیف در طی ادوار مختلف از رشد بطئی و آرامی برخوردار بوده است . هسته اولیه شکل گیری سرخرود در کنار رودخانه بوده است البته مسیر قبلی رودخانه هراز با وضع کنونی متفاوت بود. رودخانه قبلی از پل فعلی سرخرود شروع شده و در امتداد شمالی جاده بسوی شرق و بطول 600 متر نیم دایره ای را تشکیل میداده و دوباره به سمت غرب به رودخانه وصل میشده است . این خمیدگی رودخانه که در اصطلاح ژئومرفولوژی مئاندر میگویند در اثر افزایش آب و طغیان رودخانه هراز ، آب تمام قسمت اطراف را فرا گرفته و بعد از اتمام طغیان آب مسیر آن مستقیم شده و کوتاهتر از حالت اولی گردیده است. اراضی مردابی موجود در شمال خمیدگی جاده سرخرود مؤید این مطلب میباشد. به هر حال هسته اولیه سرخرود در جناحین قسمت قبلی رودخانه شکل گرفته است که بیشتر سکونتگاههای قسمت جناح غربی یا جناح شمالی بر اثر طغیان آب از بین رفته است و قسمتی از سکونتگاه قسمت شمالی یا غربی و کلیه سکونتگاه شرقی یا جنوبی همچنان باقی مانده و آثار و شواهد و نشانه های بافت قدیمی در آن هویدا است . در مورد وجه تسمیه و علت نامگذاری سرخرود به این نام نظرات مختلفی وجود دارد . یکی از این نظرات که از سفرنامه مسیو بهلر ( در زمان ناصر الدین شاه ) آمده است . علت نامگذاری این شهر را نام رودی می داند که از شمال کوه دماوند سرچشمه می گرفته است . این رودخانه همان هراز میباشد که از قسمت غربی شهر عبور میکند و بدلیل طغیانی بودن رودخانه هراز و سایش بستر مارنی ولسی رودخانه منجر به گل آلود شدن رودخانه در پایین دست شده و رنگ متمایل به سرخ می گرفته است که به مرور زمان بعنوان نشانه ای برای ساکنین این سامان درآمده و ساکنین جناحین این رودخانه را سرخرود می نامیده اند . قسمتی از سفر نامه مسیو بهلر در مورد سرخرود به شرح ذیل میباشد :(( هراز و سرخه رود و ملاکلا هر سه یک سرچشمه دارند که سرچشمه آنها از طرف شمال کوه دماوند است و چند فرسخ از آنجا گذشته منقسم به سه قسمت میشود یکی به طرف محمودآباد میرود و داخل دریا میشود و می نامند او را هراز و دیگری به طرف آمل می رود و و از آمل و سپس از یک فرسخ و نیم از آن شهر گذشته دوباره دو شاخه میشود و میریزند به دریا و موسومند به سرخه رود و ملاکلا و دو فرسخ از فری کنار گذشته به مشهد سر می رسند و امتداد راه به طرف شمال به شرق و مشرق است . ))در گذشته استقرار این شهر در منطقه ساحلی تبادلات و ارتباط دریایی این سامان را با شهرهای قفقاز نظیر بادکوبه ، باکو و غیره را فراهم می کرده است . بطوریکه یکی از اقوام ساکن در این شهر ریشه باکویی داشته و بعنوان مهاجر در این شهر میباشند. ارتباط دریایی از طریق گرجی ها ، آتشی ها انجام می شده است که به صدور و ورود کالاهای بازرگانی نظیر شکر چای، برنج ، غلات و غیره می پرداختند . لازم به ذکر است ارتباطات درون منطقه ای در گذشته به شهرها و دهات مجاور به توسعه این شهر شدت بخشید. در این ارتباط در ادوار مختلف تحولات این شهر بی تأثیر از شهرهای بزرگتر مجاور نبوده است تاریخچه سرخرود از یک لحاظ به جهت نزدیکی به شهر آمل و بابل و شهرهای ساحلی نظیر فریدونکنار ، بابلسر با مطالعه تاریخ این شهرها قابل بررسی میباشد. قرار گیری سرخرود در کنار دریا ، بعنوان کارکتر جذب توریست و گردشگر ، عبور جاده کناره از وسط این شهر ، قرار گیری در منطقه کشاورزی کشور و غیره . . . بعنوان مهمترین عامل توسعه کالبدی این شهر در طی سالهای اخیر شده است . سرخرود در آمارگیری سال 1365 و سالهای قبل از آن به دو دسته سرخرود شرقی و سرخرود غربی تقسیم بندی شده بود اما در سال 1375 به جهت چسبندگی هر دو بافت در قالب یک زیستگاه سکونتی تحت عنوان سرخرود آمارگیری شده است . همچنین وزرامحله نیز به جهت دارا بودن بافت منسجم و هماهنگ با مجموعه سرخرود در غالب سرخرود مطالعه و بررسی میگردد .براساس مطالعات و پژوهشهای به عمل آمده از منابع تاریخی و پرسشگری از ساکنین این شهر مشخص شده است که قدمت و سابقه سکونتی سرخرود به حدود 200 سال پیش برمیگردد . وجود دو تپه باستانی در جنوب این شهر ، احتمال قدمت طولانی تر این شهر را تأیید خواهد کرد . این تپه ها در ازمنه قدیم و دردوران پادشاهان دوره اسلامی ( افشاریه – زندیه – صفویه و قاجاریه ) و حتی دوران قدیمی تر بعنوان جایگاه استقرار مرزداران جهت نگهبانی از سر حدات شمالی ایران بوده است . ارتفاع متناسب این تپه ها بدلیل افزایش زوایای دید و اشراف شدن بر منطقه بوده است . وجود این تپه ها که در جای جای استان مازندران پراکنده است از جنبه دیگر بعنوان عامل برقراری ارتباط نیز ایفای نقش میکرده است . به هر حال به نظر میآید سابقه و قدمت تاریخی سرخرود بیشتر از شهر محمودآباد فعلی است . چنانچه از نوشته های جهانگرد معروف ، چارلز فرانسیس مکنزی بر می آید ، زمانیکه کل شهر محمودآباد 20 خانه داشت مجموعه سرخرود 90 خانه داشت ( سرخرود شرقی 50 خانه و سرخرود غربی 20 خانه و وزرامحله 20 خانه ) سرخرود به جهت موقعیت آن و استقرار و جایگیری این شهر در منطقه و محدوده ثقل ارتباطی ضعیف در طی ادوار مختلف از رشد بطئی و آرامی برخوردار بوده است . هسته اولیه شکل گیری سرخرود در کنار رودخانه بوده است البته مسیر قبلی رودخانه هراز با وضع کنونی متفاوت بود. رودخانه قبلی از پل فعلی سرخرود شروع شده و در امتداد شمالی جاده بسوی شرق و بطول 600 متر نیم دایره ای را تشکیل میداده و دوباره به سمت غرب به رودخانه وصل میشده است . این خمیدگی رودخانه که در اصطلاح ژئومرفولوژی مئاندر میگویند در اثر افزایش آب و طغیان رودخانه هراز ، آب تمام قسمت اطراف را فرا گرفته و بعد از اتمام طغیان آب مسیر آن مستقیم شده و کوتاهتر از حالت اولی گردیده است. اراضی مردابی موجود در شمال خمیدگی جاده سرخرود مؤید این مطلب میباشد. به هر حال هسته اولیه سرخرود در جناحین قسمت قبلی رودخانه شکل گرفته است که بیشتر سکونتگاههای قسمت جناح غربی یا جناح شمالی بر اثر طغیان آب از بین رفته است و قسمتی از سکونتگاه قسمت شمالی یا غربی و کلیه سکونتگاه شرقی یا جنوبی همچنان باقی مانده و آثار و شواهد و نشانه های بافت قدیمی در آن هویدا است . در مورد وجه تسمیه و علت نامگذاری سرخرود به این نام نظرات مختلفی وجود دارد . یکی از این نظرات که از سفرنامه مسیو بهلر ( در زمان ناصر الدین شاه ) آمده است . علت نامگذاری این شهر را نام رودی می داند که از شمال کوه دماوند سرچشمه می گرفته است . این رودخانه همان هراز میباشد که از قسمت غربی شهر عبور میکند و بدلیل طغیانی بودن رودخانه هراز و سایش بستر مارنی ولسی رودخانه منجر به گل آلود شدن رودخانه در پایین دست شده و رنگ متمایل به سرخ می گرفته است که به مرور زمان بعنوان نشانه ای برای ساکنین این سامان درآمده و ساکنین جناحین این رودخانه را سرخرود می نامیده اند . قسمتی از سفر نامه مسیو بهلر در مورد سرخرود به شرح ذیل میباشد :(( هراز و سرخه رود و ملاکلا هر سه یک سرچشمه دارند که سرچشمه آنها از طرف شمال کوه دماوند است و چند فرسخ از آنجا گذشته منقسم به سه قسمت میشود یکی به طرف محمودآباد میرود و داخل دریا میشود و می نامند او را هراز و دیگری به طرف آمل می رود و و از آمل و سپس از یک فرسخ و نیم از آن شهر گذشته دوباره دو شاخه میشود و میریزند به دریا و موسومند به سرخه رود و ملاکلا و دو فرسخ از فری کنار گذشته به مشهد سر می رسند و امتداد راه به طرف شمال به شرق و مشرق است . ))در گذشته استقرار این شهر در منطقه ساحلی تبادلات و ارتباط دریایی این سامان را با شهرهای قفقاز نظیر بادکوبه ، باکو و غیره را فراهم می کرده است . بطوریکه یکی از اقوام ساکن در این شهر ریشه باکویی داشته و بعنوان مهاجر در این شهر میباشند. ارتباط دریایی از طریق گرجی ها ، آتشی ها انجام می شده است که به صدور و ورود کالاهای بازرگانی نظیر شکر چای، برنج ، غلات و غیره می پرداختند . لازم به ذکر است ارتباطات درون منطقه ای در گذشته به شهرها و دهات مجاور به توسعه این شهر شدت بخشید. در این ارتباط در ادوار مختلف تحولات این شهر بی تأثیر از شهرهای بزرگتر مجاور نبوده است تاریخچه سرخرود از یک لحاظ به جهت نزدیکی به شهر آمل و بابل و شهرهای ساحلی نظیر فریدونکنار ، بابلسر با مطالعه تاریخ این شهرها قابل بررسی میباشد. قرار گیری سرخرود در کنار دریا ، بعنوان کارکتر جذب توریست و گردشگر ، عبور جاده کناره از وسط این شهر ، قرار گیری در منطقه کشاورزی کشور و غیره . . . بعنوان مهمترین عامل توسعه کالبدی این شهر در طی سالهای اخیر شده است . سرخرود در آمارگیری سال 1365 و سالهای قبل از آن به دو دسته سرخرود شرقی و سرخرود غربی تقسیم بندی شده بود اما در سال 1375 به جهت چسبندگی هر دو بافت در قالب یک زیستگاه سکونتی تحت عنوان سرخرود آمارگیری شده است . همچنین وزرامحله نیز به جهت دارا بودن بافت منسجم و هماهنگ با مجموعه سرخرود در غالب سرخرود مطالعه و بررسی میگردد .

5.6.6.0
گروه دورانV5.6.6.0